صفحه اصلي
همايش ها
اطلاعيه های دفنر فرهنگ اسلامي
مناسبت‌ها
قیــام 18 دی 57 شــهرری
نیمه اول دی ماه یكی از بحرانی ترین مقاطع حیات حكومت پهلوی بود. غلامرضا ازهاری، نخست وزیر دولت نظامی، به علت بیماری از صحنه سیاسی كشور حذف شده بود و محمد رضا شاه نیز به كمك مشاوران خود در پی نخست وزیری جدید بود. امام خمینی در نیمه اول دی 1357 بر فعالیتهای خود در نوفل لوشاتو افزودند و...

بسم الله الرحمن الرحیم  

 
انقلاب اسلامی در دی ماه 1357 ضمن اوج گیری بیشتر به موفقیت های چشمگیری دست یافت. نیمه اول دی ماه یكی از بحرانی ترین مقاطع حیات حكومت پهلوی بود. غلامرضا ازهاری، نخست وزیر دولت نظامی، به علت بیماری از صحنه سیاسی كشور حذف شده بود و محمد رضا شاه نیز به كمك مشاوران خود در پی نخست وزیری جدید بود. امام خمینی در نیمه اول دی 1357 بر فعالیتهای خود در نوفل لوشاتو افزودند و در این مقطع زمانی ایشان سیزده مصاحبه و چهار سخنرانی صورت داد و هشت پیام، حكم و نامه صادر كرد. تظاهرات مردمی نیز در نیمه اول دی ماه افزایش یافت و با وجود سركوب شدید مردم توسط نظامیان، تظاهرات فروكش نكرد. در نیمه دوم دی ماه نیز تحولات سیاسی فراوانی در ایران به وقوع پیوست. از جمله آنها می توان به گسترش تظاهرات مردمی در مخالفت با حكومت محمد رضا پهلوی، پایان اعتصاب مطبوعات، معرفی دولت شاپور بختیار به شاه و مجلس شورای ملی، تدارك خروج شاه از كشور و سرانجام فرار وی و تشكیل شورای انقلاب اسلامی توسط امام خمینی اشاره كرد . [1]

 زمینه های قیام 18 دی شهرری

در هفته سوم دی ماه 1357 امام خمینی فعالیت های خود را در نوفل لوشاتو گسترش بیشتری داد. در این مقطع زمانی (16 تا 22 دی 57) ایشان 21 مصاحبه و یك سخنرانی ایراد و همچنین پنج پیام صادر كردند. امام در 16 دی در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواستند به مبارزه خود با حكومت پهلوی ادامه دهند. ایشان اطاعت از شاه را جرم دانستند. امام خمینی همچنین روزدوشنبه 18 دی 57 را برای گرامی داشت شهدای مشهد، قزوین و كرمانشاه عزای عمومی اعلام كردند.[2] در دی ماه 57 تظاهرات پراكنده ای در شهر ری صورت می گرفت كه گاهی از صحن حضرت عبدالعظیم (ع) شروع می شد و گاهی هم به صحن ختم می شد. تا این كه جلسه مشترك روحانیت مبارز شهرری با عده ای از انقلابیون تشكیل گردید و مقرر شد یك راهپیمایی با شكوه روز 18 دی ماه برگزار شود تا انعكاس آن در رسانه ها نیز موجب تقویت حركت مردمی سایر شهرستان ها شود.

روز قبل یعنی 17 دی نیز تظاهراتی در شهرری برگزار شد كه به دنبال حمله ماموران گارد و شهربانی ، حسن كاظم لو[3] از ناحیه كتف مورد هدف گلوله قرار گرفت و زخمی شد.[4]

 تظاهرات 18 دی

مردم شهرری صبح روز 18 دی ساعت 9 در صحن حضرت عبدالعظیم (ع) گرد هم آمدند و پس از مقداری شعار دادن به سمت مركز شهر حركت نمودند . در پیشاپیش جمعیت علمای شهر از جمله آیت الله لاله زاری و آیت الله كنی حضور داشتند . پس از عبور از بازار و خیابان حرم در حالی كه تمام اصناف، مغازه های خود را تعطیل كرده بودند و صفوف راهپیمایان هر لحظه فشرده تر و انبوه تر می شد، پس از رسیدن راهپیمایان به میدان مركزی شهر از ادامه حركت آن ها به سمت كلانتری توسط ماموریت جلوگیری شد و مسیر حركت به سمت خیابان 24 متری ادامه یافت . اما هنوز كمتر از نیمی از راهپیمایان در خیابان 21 متری و نیمی در دیگر آن در خیابان حرم بودند كه تیراندازی عوامل رژیم شروع شد و عده ای از مردم زخمی و عده ای نیز شهید شدند. ساواك در گزارش در این باره می نویسد: « برابر گزارش منطقه شهرری در ساعت 10 الی 13 تظاهرات شدید در منطقه وجود داشت كه در این درگیری 13 نفر دستگیر ، 9 نفرزخمی و 3 نفر كشته شدند». [5] پلیس تهران نیز گزارش داد كه ساعت 15/12 مرم قصد پایین كشیدن مجسمه شاه در شهرری را داشتند .[6] همچنین در خبر تكمیلی خود از شهدای 18 دی شهرری نوشت : «برابر اطلاع بعدی در تظاهرات ساعت 12 روز 18/10/57 در شهرری به علت تیراندازی مامورین فرمانداری نظامی، شش نفر كشته و 7 الی 8 نفر مجروح گردیده اند.[7]

 واقعه 18 دی از زبان یكی از مجروحین قیام

آقای ملكی از مجروحین 18 دی در شهرری درباره وقایع این روز می گوید :

«با اعلام قبلی كه فردا صبح در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) تظاهرات است، صبح روز 18 دی 1357 ، مردم دسته دسته در داخل صحن حرم تجمع كردند. آن روز میدان شهرری هم پر از افراد نظامی بود، مقابل بازار چند جیپ مملو از افراد نظامی ایستاده بودند. هنوز ساعت 10 نشده بود كه آقای سبزعلی [8]  پس از سخنرانی در مورد فرمان امام و ضرورت راهپیمایی، شروع به شعار دادن نمود و مردم هم با تكرار همان شعارها به دنبال ایشان به طرف میدان شهرری حركت كردند. مضمون شعارها كه از طریق بلندگوی دستی از طرف برادران سبزعلی پخش می شد این بود كه «سكوت هر مسلمان خیانت است به قرآن» ، «تا شاه كفن نشود، وطن وطن نشود» ، «خدا، قرآن، خمینی» و ... طولی نكشید كه موج جمعیت از طرف حرم به سوی میدان شهرری به جریان افتاد. با این كه انتهای جمعیت هنوز در حرم بود سر جمعیت تظاهرات كنندگان به مقابل بازار رسید. خیابان حرم جای سوزن انداختن نبود و شهرری تا آن روز به این شدت با این گستردگی تظاهرات و راهپیمایی نداشت. بلندگو هم دیگر جوابگوی مردم به پاخواسته نبود. با این حال جمعیت مدام شعار می دادند. در میدان شهرری، فرمانده نیروهای نظامی دستور داد تا برای متفرق شدن نیروهای مبارز از گاز اشك آور استفاده كنند. ارتش به مردم حمله كرد و تیراندازی زمینی شروع شد. عده ای هم زخمی شدند. فرمانده نیروهای نظامی كه احساس خطر می كند با بی سیم نیروهای گارد و ساواكی مستقر در آرامگاه رضاشاه را نیز فرا می خواند. آنها كه رسیدند دستور تیراندازی داده شد. اولین شهید هم سبزعلی بود. او كه در میان جمعیت با بلندگو شعار می داد توسط عده ای از مامورین كه به دستور فرمانده به همین منظور به بالای پشت بام یكی از آپارتمان های بلوار مرداویج رفته بودند، مورد اصابت قرار گرفت و شهید شد. مردم كه با دست خالی فریاد می زدند، برای رهایی از چنگ نظامیان از هر گوشه و گریزی می یافتند، فرار می كردند اما از پشت سر، نظامیان جمعیت را به گلوله بستند. وسط خیابان پر از دمپایی و كفش بود. مردم هم از هر سو با شعار الله اكبر به كوچه های اطراف خیابان حرم پناهنده شدند و عده ای هم زخمی و به شهادت رسیدند.»[9]

 واقعه از زبان خواهر یكی از مجروحین قیام

خانم محمدی كه برادرش از مجروحین حادثه 18 دی شهرری بوده است، درباره این واقعه می گوید:

«روز 18 دی 1357 من به همراه چند نفر از دوستانم در بهشت زهرا بودیم كه خبر رسید در شهرری شلوغ شده و عده ای هم شهید شدند. ما هم بلافاصله از آن جا برگشتیم . وقتی به سركوچه رسیدم دیدم هم همه است. من نگران شدم كه به من گفتند چیزی نیست، برادرتون تیرخورده، الان هم حالش خوب است. اگرچه برادرم از نظر جسمی وضع خوبی نداشت با این حال با دشواری های فراوان او را در بیمارستان هفت تیر شهرری بستری كردیم. حدود یك ماه در آنجا بستری بود و من طی این یك ماه حتی یك شب هم نخوابیدم. كارم اشك ریختن بود و برای برادرم ناراحت بودم. وقتی ایشان را عمل كردند، مادرم آمد. نگاه كرد، اما گریه نكرد. با این كه مادرم زن مذهبی بود اما من با خودم گفتم چه مادر بی رحمی ! مادرم گفت: چیزی نشده اگر امامتان را دوست دارید باید در راه او كشته شوید.»[10]

 واقعه از زبان یكی دیگر از مجروحین قیام

آقای محمد بختیاری از شركت كنندگان و مجروحین روز 18 دی شهرری نیز در مورد این روز تاریخی می گوید:

«ما روز 17 دی ماه طبق معمول فضای انقلابی آن روزها در بهشت زهرا مشغول راهپیمایی بودیم كه در آن جا اعلام كردند كه فردا صبح شهرری تظاهرات برگزار می شود، بیایید شاه عبدالعظیم (ع). من هم صبح روز 18 دی به طرف صحن رفتم. از همان ابتدای صبح ماموریت نظامی خیابان حرم، بازار و میدان شهرری را تحت نظر داشتند. من وقتی داخل صحن شدم، دیدم حاج قاسم سبزعلی سخنرانی می كند و پس از سخنرانی جمعیت زیادی كه در آن جا جمع شده بودند با دادن شعار به طرف خیابان و میدان حركت كردند. ماموران نظامی هر دو طرف خیابان را محاصره كرده بودند. تقریباً جمعیت به سركوچه دباغی كه رسید تیراندازی شروع شد و حاج قاسم هم همان جا شهید شد . من نیز كه قصد داشتم مغازه عكاسی را كه در آنجا بود و به حیاط بزرگی راه داشت بازكنم تا شاید عده ای از افراد به آن جا پناه ببرند. ناگهان تیرخوردم و افتادم. البته موفق شدم و مردمی كه توانستند به آن حیاط بروند، مرا نیز با خود بردند. اما شدت جراحت و خونریزی زیاد بود و من بی هوش شدم بعد از حدود یك ساعت از كوچه پس كوچه های شهرری مرا به بیمارستان فیروزآبادی بردند. خیابان خیلی شلوغ و تحت كنترل بود و در آن جا دكترها وقتی بالای سرم آمدند گفتند ما نمی توانیم برای شما كاری انجام بدهیم . آنها به همراه من گفته بودند كه مجروح، نفس های آخرش را دارد می زند و تا دو ساعت دیگر بیشتر زنده نیست و هر اقدامی بی فایده است. با این حال من 24 ساعت تمام روی تخت بیمارستان بدون هیچ اقدامی بستری بودم تا این كه پدر و برادرم مرا به عنوان این كه آپاندیس دارم در بیمارستان هفت تیر شهرری بستری كردند و چون تیر، مدت زیادی در بدن من مانده بود پس از عمل جراحی تا مدتها درد می كشیدم.»[11]

 شهدای قیام 18 دی

قیام 18 دی شهرری منجر به شهادت تعدادی از مبارزین شد. قاسم سبزعلی، عباس ملكی، اصغر طرق وردی، علی كوهی نژاد و...  شهید شدند و عده زیادی از جمله رمضان فلاح محمد بختیار، مسیب تقی زاده، رحمان حسینی، اعظم سلیمانی، علی خان محمدی، صفرعلی رنجبر و ... زخمی شد.[12] هم اكنون هر ساله به مناسبت حماسه این روز، مراسمی برگزار می شود و همه اقشار در آن شركت می كنند. كسبه و بازار و اصناف نیز به احترام این روز با بستن مغازه هایشان در این مراسم حضور می یابند. همچنین در این روز تاریخی در مراسم صبحگاهی كلیه مدارس شهرری ، زنگ مدارس به صدا در می آید و سرود جمهوری اسلامی خوانده می شود.

 نویسنده: حسین كاوشی

منــابـع

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - روزشمار انقلاب اسلامی، به اهتمام میرزا باقر علیان نژاد، تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی ، 1386، ج دهم، ص 9

[2] - همان

[3] - حسین كاظم لو در جریان دفاع مقدس به شهادت رسید .

[4] - همان ، ص 124

[5] - انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك (كتاب بیست و سوم )، تدوین : مركز بررسی اسناد تاریخی ، تهران: مركز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات ، 1386 ، ص 375 – 374

[6] - گزارش نوبه ای اطلاعاتی شماره 122 پلیس تهران ، به نقل از پیشین ، ص 375

[7] - همان

[8] - قاسم سبزعلی در سال 1335 هـ . ش در كوچه دباغی شهر ری متولد شد. خانواده وی یك خانواده مذهبی و مستضعف بود. تحصیلاتش را در مدرسه مسجدی  فیض گذراند. در طول سالهای 56 و 57 به همراه برادران و همرزمانش فعالیت مخفی را علیه رژیم شاه آغاز كرد. قاسم مسئولیت تكثیر و پخش اعلامیه های حضرت امام (ره) را در شهرری بر عهده داشت. تا این كه كم كم تظاهرات پراكنده ودر گوشه و كنار شهرری به راه افتاد و قاسم از فعالان آن اجتماعات شد. در ادامه همین روند بود كه قاسم به همراه برادرانش و دیگر نیروهای مبارز شهر با تشكیل جلسات مشورت با روحانیت در صدد برپایی یك راهپیمایی بزرگ بر می آنید و روز موعود را 18 دی ماه 1357 انتخاب می كنند. قاسم شب قبل از حادثه 18 دی خیلی خوشحال به خانه بازگشت و از اینكه تدارك و برنامه ریزی راهپیمایی را به خوبی انجام داده بود، بسیار مسرور بود. روز 18 دی قاسم در تاریكی و روشنایی هوا در سحرگاه به تنهایی به زیارت حضرت عبدالعظیم (ع) رفت. حال عجیبی داشت و گفت صبح غسل شهادت كرده ام . امروز روز بزرگی است. اگر شهید شدم و امام به ایران آمد، كف پای او را به جای من ببوسید. مادر می گوید: قاسم جان بیا صبحانه بخور. می گوید: مادرجان روزه هستم. می خواهم اگر شهید شدم مثل مولایم با لب تشنه به شهادت برسم. (مصاحبه با حاج اصغرسبز علی)

[9] - مصاحبه با آقای ملكی .

[10] - مصاحبه با خانم محمدی.

[11] - مصاحبه با محمد بختیاری

[12] - رزوشمار تاریخ انقلاب اسلامی ، ج 10، ص 194