برنده، بیش از بازنده كار انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد.
بازنده، همیشه «آنقدر گرفتار» است كه نمیتواند به كارهای ضروری هم بپردازد.
وقتی برندهای مرتكب اشتباه میشود میگوید: اشتباه كردم!
وقتی بازندهای مرتكب اشتباه میشود میگوید: تقصیر من نبود!
برنده، میداند بهخاطر چه چیزی پیكار كند، و بر سر چهچیزی توافق و سازش نماید.
برنده، آنجا كه نباید سازش میكند، و بهخاطر چیزی كه ارزش ندارد، مبارزه میكند.
برنده، با جبران اشتباهش تأسف و پیشمانی خود را نشان میدهد.
بازنده، میگوید: متأسفم، اما در آینده اشتباه خود را تكرار میكند.
برنده، گوش میدهد.
بازنده، فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.
برنده میگوید: باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.
بازنده میگوید: تا بوده همین بوده و تا هست همین است.
برنده، به افراد برتر از خود احترام میگذارد و سعی میكند تا از آنان چیزی بیاموزد.
بازنده، از افراد برتر از خود نفرت داشته، و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.
برنده، گامهای متعادلی دارد.
بازنده، دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی كند.
برنده، میداند كه گاهی اوقات پیروزی به بهای بسیار گرانی بهدست میآید.
بازنده، بسیار مشتاق برنده شدن است، در جایی كه نه قادر به برندهشدن و نه حفظ آن است.
برنده، مشكلی بزرگ را انتخاب میكند، و آنرا به اجزای كوچكتر تفكیك میكند، تا حل آن آسان گردد.
بازنده، مشكلات كوچك را آنچنان به هم میآمیزد كه دیگر قابل حل شدن نیستند.
برنده، از اشتباهات خود درس میگیرد.
بازنده، از ترس مرتكب شدن اشتباه، یاد گرفته كه اقدام به هیچ كاری نكند.
برنده، ترجیح میدهد كه خود را مسئول شكستهایش بداند، و نه دیگران را.
بازنده، شكستهای خود را ناشی از تبعیض یا سیاست میداند.
برنده، معتقد است، ما با كارهای درست و اشتباه خود، سرنوشت خویش را تعیین میكنیم.
بازنده، به قضا و قدر اعتقاد دارد.
برنده، سعی میكند رفتارهای خود را بر اساس نتایج آنها قضاوت كند و رفتارهای دیگران را بر اساس قصد و نیت آنها ارزیابی كند.
بازنده، رفتارهای خود را بر اساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را بر اساس نتایج آنها ارزیابی میكند.
برنده، پس از بیان نكتهی اصلی مورد نظرش، لب از سخت فرو میبندد.
بازنده، آنقدر به صحبت ادامه میدهد كه نكتهی اصلی را فراموش میكند.
برنده، حتی زمانی كه دیگران وی را بهعنوان یك خبره میشناسند، میداند كه هنوز خیلی چیزها را نمیداند.
بازنده، میخواهد كه دیگران او را یك خبره بدانند و این نكته كه «بسیار كم میدانم» را هنوز نیاموخته است. /ه.د