از سال ۱۳۳۰ ه.ش كه اولین واحد روابطعمومی در كشور تأسیس شد تا به امروز …روابطعمومی در جامعهمان با تغییر و تحول زیادی روبهرو شده است ولی بهاعتقاد صاحبنظران، حرفهی روابطعمومی در این مدت با رشد ضعیف و تدریجی ادامهی حیات داده است و هنوز پس از گذشت حدود نیمقرن از فعالیت خود در ایران با تنگناهایی بر سر راه خود روبهرو بوده است.
در آسیبشناسی مدیریت روابطعمومی به این مسئله برمیخوریم كه پیشینهی روابطعمومی و مراحل شكلگیری آن در این نارساییها دخیل بوده است.درواقع این موانع تاریخی بهعنوان زیرساختی برای ایجاد مشكلاتی پیچیده در آینده و تمامی اجزاء سیستم روابطعمومی مؤثر بوده است.
نمیتوان منكر این امر شد كه پارهای از مشكلات ما ریشهی تاریخینداردو بدون توجه به مشكلاتی كه از نگرش تاریخی ما برخواسته است نمیتوان به همهی حقایق دست یافت.
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، نظام مدیریتی كشور به ایجاد و تقویت كانالهایی كه وظیفهی دریافت نظر و سؤال و پاسخگویی به مشكلات مردم را داشتند توجه چندانی نداشت. بههمین سبب روابطعمومی در كشور ما با مشكل و مانع اساسی در سد راه اثبات هویت خود روبهرو بوده است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی با وجود مدیران معتقد در كادر مدیریتی كشور، مشكلاتی از قبیل جنگ، مسائل اقتصادی، كاركرد نامناسب این واحدها در دورهی قبل، اختلاف سلیقهها در نحوهی انعكاس مطالب و تعریف متفاوت از میزان آگاهی و اطلاعرسانی به مردم بر اساس تعیین مرز مصالح و همچنین نبود نیروهای متخصص وقدرتمند در تركیب روابطعمومیها در سازمان به جایگاه واقعی خود دست نبایند و ماهیت این دستگاه همچنان در حد یك واحد معمولی باقی بماند.
از سوی دیگر با توجه به اینكه روابطعمومی و فعالیتهای آن را یك فن و هنر حرفهای و تخصصی قلمداد میكنند بدیهی است مدیریت این واحدهای حساس و هنری را باید مدیرانی عهدهدار شوند كه خود، افراد هنرمند و صاحب اندیشه و علم و تدبیر باشند چراكه میخواهند مدیریت بر رفتارهای انسانی و مدیریت ارتباط با مخاطبان سازمان را بر عهده گیرند. /ه.د
منبع: اینترنتی