صفحه اصلي
گفتار
خاطره ای از محمد بنیادی

سردار شهيد محمد بنيادي(13|  8 | 1362)

 

 

راوي : برادر پاسدارحسين عروجي

 

 

 شهيد محمد بنيادي هنگامي كه فرماندهي تيپ حضرت معصومه سلام الله عليه را به عهده داشت ، ماشيني را در اختيارش نهاده بودند تا در حين خدمت و مرخصي از آن استفاده كند . اخلاق عجيبي داشت . هرگز اين ماشين را داخل كوچه اي كه منزلشان قرار داشت نمي برد و هميشه آنرا سر خيابان پارك مي كرد.

 

 

حتي يك بار كه خانواده اش از وي خواسته بود ، انان را به منزل اقوامشان برساند گفته بود : (با ماشين كرايه مي برمتان . چون اين ماشيني كه در اختيار من است متعلق به بيت المال دارد واگر من بخواهم براحتي از آن استفاده شخصي كنم ، پس نيروهاي تحت امر من ديگر چه خواهند  كرد ! ) بعد با خودش زمزمه كرد :

 

 

       اگر زباغ رعيت ،ملك خورد سيبي                              بر آورد غلامان او درخت از بيخ