صفحه اصلي
در انتظار منتظَر
ايها العزيز

ای مظهر صفات خدا أیها العزیز
ای امتداد نور هدی أیها العزیز
ای كه كریم هستی و از نسل ذو الكرام
پر كن دو دست خالی ما أیها العزیز

یك نَظرة رحیمة بینداز بر دلم
تا مس شود شبیه طلا أیها العزیز
در انتظار آمدنت پیر گشته ایم
این جمعه هم گذشت، بیا أیها العزیز
همراه كاروان كه به مقتل رسیده اند
ما را ببر به كرب و بلا أیها العزیز
چندین هزار سال تو خون گریه می كنی
از داغ زینب و أسرا أیها العزیز
امشب در این حسینیه داریم شور و شین
گوئیم زیر لب همه، لبیك یا حسین
زینب رسیده است برادر كنار تو