صفحه اصلي
خبرهاي ستاد اقامه‌ي نماز
ارتباط خالق و مخلوق
سخنراني دكتر حلمي در جلسه ستاد اقامه نماز چهارشنبه 28/8/93

بعد از صحبت های عزیزان دیگر من نمی خواستم صحبت كنم ولی چون مسئله اقامه نماز امر مهمی است چند جمله ای صحبت می كنم همه ما می دانیم كه نماز ارتباط مخلوق با خالق است البته ارتباط دو طرفه است یك طرفه نمی شود برقرار شود
ارتباط از طرف خدا همیشه برقرار است ولی ما این آمادگی را نداریم كه این ارتباط را پاسخ دهیم لحظاتی پیش می آید كه فریضه نماز این ارتباط برقرار شود چون دستور اینكه دائم الصلاه باشیم معنای دائم الصلاه این نیست كه دائم نماز بخوانیم بلكه معنای آن اینست كه دائم حضور داشته باشیم دائم ارتباط داشته باشیم یعنی اینكه ما در همین جلسه هم می توانیم ارتباط داشته باشیم بستگی به این دارد كه به چه نیتی آمده ایم به چه نیتی صحبت می كنیم به چه نیتی دور هم جمع شده ایم ولی اگر در بقیه اوقات نمی شود یك فرصت های حداقل پنچ نوبت گذاشته شده بعنوان تمرین كه این ارتباط برقرار شود
بعنوان متولیان اقامه نماز باید قبل از هر چیر ما روی خودمان توجه داشته باشیم این پنج نوبت روی خودمان كار بكنیم این كه عرض كردم خدواند همیشه ارتباط دارد شما امواج رادیوی را امواج تلویزیونی را در این فضا نمی بینید ولی هست ولی وقتی كه پیچ رادیو را باز می كنید روی فركانسی تنظیم می كنید صدا شنیده می شود
ما هم باید امواج خدایی را كه همیشه در همه جا هست و به یك اندازه هست فركانسمان را تنظیم كنیم و حضورش را ببنیم و هو معكم اینما كنتم هر جا باشید خدا باشما هست در زندان هم هست در آسمان هم هست روی شن هم هست همه جا هست
مهم اینست كه تمرین بكنیم این پنج نوبت ارتباط را بقرار بكنیم و بعد این ارتباط را گسترش بدهیم مطمن باشیم اگر ما موفق باشیم دانشجویان هم از ما یاد خواهند گرفت ولی اگر نماز ما نماز نباشید معلوم نیست كه این فعالیتهای ما و این كارشناسی های ما و این هنرمای ما چقدر جواب می دهد بنابراین ما اول باید خودمان را آماده بكنیم و این آیه را هم برایتان بخوانیم كه می فرماید واستعینو بالصبر و الصلاه و انها لكلیره الی علی خاشعین باید ببینم خاشعین چه كسانی هستند كه می توانند از نماز و صبر كمك بگیرند كمك بگیرند یعنی انرژی از آن فضای معنوی بگیرند و با آن انرژی در این عالم نشان دار در این عالم فیزكی در این فضای مادی كار بكنند
اگر این نیرو را از همین فضای مادی بگیرند و بخواهند در همین فضای مادی كار بكنند این جواب نخواهد داد كه آنها خاشع نیستند من فكر كردم كه این شعر حافظ خیلی خوبست برای خاشعین می گوید
بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار كه با وجود تو كس نشنود ز من كه منم
این من كه بوجود می آید دیگر خاشع نمی شود دیگر خودش هم در مقابل خدا كسی می شود باید هستی را از میان برداریم وقتی كه به نماز می ایستیم ندانیم كه ما هستیم فقط خدا هست لااقل اگر در تمام نماز نمی شود حداقل یك ركوع یك سجده این حضور و این ارتباط را برقرار بكنیم كه اگر این ارتباط وصل شود دیگر انسان شوق و ذوق می كند كه همیشه این ارتباط را داشته باشد كه باوجود تو كس نشنود ز من كه منم
حالا این ارتباط چگونه می شود بیشتر برقرار شود من پنچ عبارت ازقسمت آخر مناجات شعبانیه می آورم كه یادم هست امام همیشه از این عبارت استفاده می كرد كه الهی هبلی كمال انقطاع الیك خدای من ببخش به من كمال جدایی از آنچه غیر توست لا اله همه الها غیر از خدا را حذف كنیم تما م ارتباط ها را غیر از خدا از بین ببریم اگر این ارتباط ها را قطع كردیم كلید و ولوم این رادیو وصل می شود همه اله ها حذف شود اله بزرگ نفس خودمان است یعنی وقتی پهلوی خدا می ایستیم خودمان را هم چیزی فرض می كنیم و این چیز مانع این می شود كه این ارتباط متصل می شود فكرهای مختلف مانع می شود حضور خدا را لمس كنیم در جای من دیدم كه هفتاد هزار فكر از ذهن آدم می گذرد تا این ذهن را خاموش نكنیم این فكر ها باشد این ارتباط برقرار نمی شود و خیلی كاستی ها وجود دارد یكی اینكه حسود می شویم اگر لجبازی می كنیم یعنی اصرار می كنیم كه حرف خودمان را به كرسی بنشانیم این از همان نفانیست برمی خیزد یعنی حرف ما حرف آخر باید باشد كسی بدون نظر ما حركت نكند اقدامی نكند
اینها نشان می دهد كه هنوز خاشع نشده ایم من خلاصه كردم الهی هبلی كمال انقطاع الیك لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ اگر این منیت وجود نداشته باشد شیطان وجود ندارد إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ انسان از دشمن خودش اطاعت می كند و دشمن خودش را عبادت می كند اَعدى‌ عَدُوِّكَ نَفسُكَ الَّتى بَینَ جَنبَیك دنبال چیزی دیگری نگردید
و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیك و نورانی كن قلب های مارا كه تو را مشاهده كنیم چشم قلب ما چیست مركز توجه انسان قلب اوست و قلب جایی است كه محبت را می فهمد عشق را می فهمد به چه نوری به نور توجهی كه به سوی تو دارم اگز به خدا توجه داشته باشیم خدا یك نوری در چشم قلب ما روشن می كند كه با آن نور می بینیم می فهمیم در ك می كنیم قلب كه نورانی شد چشم ها نورانی می شود حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور روشن ساز تا آنكه دیده بصیرت ما حجابهای نور را بر درد این حجاب چیست حافظ می گوید این حجاب خودت هستی در اول آن شعری كه آمد می گوید
حجاب چهره جان می شود غبار تنم خوش آندمی كه از این چهره پرده بر فكنم
این جان یك چهره روشنی دارد مثل خورشید روشن است نورانی است و پر انرژی اما حجاب هم دارد حجاب چهره جان می شود چی حجاب می شود غبار تنم غبار تن همین خواسته های نفسانی است مثل ابر كه جلو خورشید را می گیرد این حجاب هم جلو ارتباط ما را می گیرد بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار خاشع یعنی تا خاشع نشود یعنی تا نفس را خاموش نكنیم و زیر پا نگذاریم در نماز توبه می كنیم این دل در اختیارمان قرار می گیرد تا ولش می كنیم باز فرار می كند این معصومین بودند كه دل در اختیارشان بود
ما ضعیفیم ما خاشع نیستیم حتی تخرق ابصار القلوب حجب النور این حجابها باید پاره شود تا این ارتباط بر قرار شود
فتصل الی معدن العظمه و به نور عظمت واصل گردد گفتم نماز ارتباط مخلوق با خالق است این خالق كیست معدن عظمت است
وقتی جدایی از غیر خدا كامل شد و قلب نورانی شد و پرده ها پاره شد حالا ارتباط برقرار می شود با چی با منبع و منشاء و معدن عظمت معدن جمال وكمال و زیبایی و نور و انرژی و وفور نعمت متصل می شود به معدن عظمت
به تعبیر حافظ این انسان سراجه نشین را پرواز می دهد در عالم قدس
چگونه طوف كنم در فضای عالم قدس كه در سراچه تركیب تخته بند تنم
نماز یعنی پرواز در عالم قدس وقتی مرا میخكوب كرده اند در عالم مادی چقدر تشبیه زیبایی دارد یعنی این دنیا با همه بزرگی ما هر چه می بینیم كهكشان راه شیری است حافظ آن را به سراچه خانه كوچك تشبیه كرده است باید این میخ ها كشیده شود این ارتباطات قطع شود تا به معدن عظمت وصل شود اگر این اتصال صورت گیرد از آنجا انرژی می گیرد از آنجا نور می گیرد از آنجا امكانات می گیرد چكار می كند آنها را در این دنیای كم انرژی خرج می كنداین می شود كار این می شود عمل صالح
وقتی ایمان داشت وقتی ارتباط برقرار كرد وقتی به معدن عظمت وصل شد واستعينو بالصبر والصلاة -
از آنجا نور می گیرد از آنجا انرژی می گیرد یك مطلبی كه هست تمام این عالم از نور ساخته شده چیزی كه فیزیك هم داره بهش می رسد یك ذره ای را دارن كشف می كنند كه در میدان آن ذره نور كه جرم ندارد جرم دار می شود كه این اتفاق افتاده بنا براین شما وقتی به نماز می ایستید انرژی صبح را گرفتید از نماز ؛ به ظهر می رسد انرژی تحلیل می رود باید چكار كنیم باید دوباره انرژی بگیرد اگر رفتید از نماز انرژی گرفتید خدا را شكر كنید بعد این گسترش پیدا می كند بعد انرژی می گیرید بعد انرژی می گیرد كه این پنچ نوبتی كه انجام دادید اگر بین این پنچ نوبت هم حواستان باشد از این فضای ارتباط خارج نمی شوید می شوید دائم الصلاه ! الَّذِینَ هُمْ عَلَی صَلاَتِهِمْ دَائِمُونَانشاء الله قسمت همه بشود انشاء الله كه ما در نماز تجربه حضور پیدا كنیم چگونه دستور العمل عملی است با خاموش كردن ذهن در نماز بعنی جلو گیری از افكار متفرقه ای كه مرتب در نمازبه ما حمله می كند شما به او حمله نكنید چون خوشش می آید با مهربانی بگویید ساكت شو چون من از من دیگری خوشش می آید چون با همین زنده است اگراین كار را نكند ضعیف می شود ما باید سعی كنیم كه در نماز این من را ضعیفش كنیم تا جایی كه
بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار كه با وجود تو كس نشنود ز من كه منم
انشاء الله خداوند به ما این توفیق را عنایت كند كه نماز را بفهیم و در نتیجه منبع و منشاء نور را بفهمیم و اینها با ذهن نمی شود با سخنرانی نمی شود و این را هم اضافه كنم كه با این حرفها نمی شود این حرفها برای اینست كه تفهیم شویم و بتوانیم یك لحظه حضور خدا را كه و هو معكم فاین ما كنتم لااقل در نمازاین حضور را بچشیم دركش بكنیم اگر به اینجا رسیدیم می توانیم از نماز انرژی بگیریم و با این حرفها نمی شود بنا براین هر چه كمتر صحبت كنیم بهتر است

«الهي هب لي كمال الانقطاع اليك وأنر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتي تخرق الابصار القلوب حجب الفوز فتصل الي معدن العظمه و تصير ارواحنا معلقه بعز قدسك؛ خدايا نهايت بريدن از غير تو و پيوستن به خودت را روزي ام ساز و چشم هاي قلبمان را با نظاره به خودت روشن ساز تا بدانجا كه چشم قلبمان حجاب هاي نوري را پاره كند و به كانون عظمت بپيوندد و ارواح ما به ساحت قدس تو متصل گردد».