صفحهٔ اصلي
گفتار
ورزش و فـرهنگ



فرهنگ به ساده‌ترین شكل خود كه در تجربه‌ی مشترك مد نظر قرار می‌گیرد، عبارت است از : « اصول مشترك زندگی، ویژگی‌های طبقات خاص، گروه‌ها یا محیط‌های مشترك اجتماعی ». در خصوص گروه‌های خاص افراد ، فرهنگ‌ها ممكن است همانند فرهنگ مدرسه محلی باشد یا همانند محدوده‌ی دریاچه منطقه‌ای باشند، ملیتی باشند مانند اسكاتلندی، یا جهانی باشند یا همانند فدراسیون جهانی فوتبال مثل همبرگرهای مك دونالد كه به همه جا ارسال می‌شود.
این مثال به ایده فرهنگ اشاره دارد و بطور قابل توجهی پیچیده‌تر از زمانی است كه در ابتدا ظاهر می‌گردد. در قرن بیست و یكم، روندهای فزاینده در مصرف گرایی با، ارتباطات انبوه و استمرارا جنبش‌های اجتماعی كه از آخر قرن بیستم حول و حوش « نژاد» ، جنسیت، محیط  وغیره سازمان دهی می‌شوند، همراه است و مفهوم فرهنگ از این مطالعه‌ی مجدد انتقاد آمیز برداشت می‌شود.
این مفهوم سازی مجدد فرهنگ به عنوان نتیجه‌ی توسعه‌ی مطالعات و بررسی‌های فرهنگی و تجربه و تحلیل‌ها توسط عده‌ای از متفكران اجتماعی ضرورت یافته است. فرهنگ فقط به عنوان یك سری از ارزش‌های مشترك و عقاید و فرضیه‌های اثبات شده و شیوه‌های عملكرد به شمار نمی‌رود. 
بیشتر این مطالب در خصوص شیوه‌هایی است كه بدان وسیله، ایدئولوژی‌ها و عملكرد‌ها از طریق سیستم‌های معانی كه توسط شبكه‌های قدرت، سازمانی‌ها و نهادها ایجاد شده ، بنا می‌شود و به آنها مشروعیت می‌بخشند.
در نتیجه‌ی فرهنگ‌های ورزشی با فرآیندها، عملكردها ، معلومات و مقوله‌هایی تكمیل می‌شود كه قابل درك باشند. ورزش دیگر نه تنها جنبه‌ی خنثی نداشته بلكه تجارت مثبت رقابتی یا تفریحی رامهیا نموده و قدرت و سیاست بر آن نفوذی ندارد و تنها فضایی متعلق به منازعات و كشمكش‌های تسلط و برتری است.
انتقادات در خصوص ورزش به عنوان « ابزاری درست» در سال‌های 1970 شكل گرفت و در سال‌های 1980 به عنوان به عنوان  واكنش‌هایی در خصوص مباحث آكادمیك كاربردی در جامعه شناسی ورزش ضرورت یافت. این مبحث با شاخص مرد مطرح گردید و همان‌طور كه هال ( 1996) و هارگریوز( 1994) یادآور این مطلب بودند، سعی بر آن داشتند تا مفهومی از ارتباط بین ورزش و دیگر اشكال فرهنگی ارائه دهند، ارتباط قدرت بین مردان و زنان  را نادیده انگاشتند.
معهذا، بیشتر بررسی‌های اخیر در ورزش، توجهات  را به جنسیت  و تجزیه و تحلیل انتقادآمیز جلب نمودند.زمینه‌ی مطالعات و بررسی‌‌های ورزشی از لحاظ علم‌گرایی و نژاد پرستی مورد انتقاد قرار گرفت. این انتقادات، بیشتر بر نقش مهمی كه ورزش در انتقال و مشروعیت بخشیدن به ایدئولوژی‌ها و نمادهای خاص مردانگی و زنانگی ایفا می‌كند، تاكید می‌نماید.
به لحاظ تاریخی، در فرهنگ‌های غربی، ورزش شكل واحدی از زندگی فرهنگی را تشكیل می‌دهد و بطور همه جانبه نمادهایی از مردانگی و میهن‌پرستی بوده و در برگیرنده‌ی جلوه‌های تهاجمی قدرت و رقابت فیزیكی می‌باشند. بنابرانی رواج فرهنگ‌های ورزشی و فرآیندهای ایدئولوژی كه آنها را پی‌ریزی می‌نمایند، نقش به سزایی در اشكال آرمانی دلاوری شخصیت مردانگی در دوره‌ی خاصی از تاریخ ایفا می‌نماید.
ورزش به عنوان فرهنگ مردانه یا فرهنگ مردانگی 
ورزش و مردانگی 
در فرآیندهایی كه اشكال شاخص مردانگی از طریق ورزش بنا شده و مشروعیت داده می‌شود، آنچه كه مستثنی می‌باشد نیز تعریف می‌گردد. پیام ‌های مردانگی رایج، اشكال آرمانی مردانگی را در همان مقطع زمانی جشن می‌گیردكه همین مورد، طرف مقابل « دیگر» را به درجات پاینتر سوق می‌دهد، بدین معنی كه زمان و اشكال مردانگی با یكدیگر مطابقت ندارند. 
از لحاظ فرهنگی این فرم خاص مردانگی از طریق ورزش به بسیاری از مردانی انتقال می‌یابد كه با اینكه آرزوی آن را دارند، اما قادر نیستند فرم معمول مردانگی را داشته باشند و به همین دلیل به عنوان مردانگی برتر درك می‌شود.
بریسان (1990) استدلال بر آن دارد كه ماهیت فیزیكی ورزش به آن شاخص ویژه‌ای را كه دلیل ارتباط اساسی بین قدرت اجتماعی و نیروی فیزیكی است، ارائه می‌دهد . ورزش، عرصه‌ای بزرگ است كه در آن نیروی فیزیكی و تحكم در مردانگی برتر در هم تنیده شده و ایدئولوژی‌های حاصل انتقال می‌یابد.با مفهوم برگرفته از تجزیه و تحلیل گرامسكی در خصوص ارتباطات طبقاتی، معنای برتری از ورزش برداشت می‌شود.
جنبش فرهنگی توسط گروهی شكل می‌گیرد كه نقش مهمی در زندگی اجتماعی ایفا می‌كنند. در هرزمان، شكلی از مردانگی بیشتر از دیگر اشكال مد نظر است. مردانگی برتر می‌تواند به عنوان شكلی از عملكرد جنسیت ( gender ) تعریف شود كه در برگیرنده‌ی پاسخی قابل قبول برای مبحث قانونی مردسالاری است كه وضعیت شاخص و برتر مردان و تابع بودن زنان را تضمین می‌كند.
تجزیه و تحلیل كانل ( 1990) در تاریخ زندگی قهرمان استرالیایی « مردآهنی» : كه در رویدادهای رقابتی شامل شنا، دو، موج سواری به رقابت می‌پردازد، موارد ضد و نقیضی از تجارب روزمره‌‌ی این ورزش كار مرد كه »به گونه ویژه‌ای از مردانگی برتر زندگی می‌كند را تشریح می‌نماید.
كانل (1990) مدعی است گرچه وی بدین گونه زندگی می‌كند وضعیت فرهنگی‌اش را درك نمی‌كند.به عنوان مثال زمانی كه در باره‌ی مردانگی سوال شود، او در تعریف آنچه كه برای او معنا می‌دهد، بامشكل مواجه می‌شود.
برای « مردآهنی» این گونه حیات  « خوش نیست» و : قدرت است و به گونه‌ای انحصاری ورزش مردانه وی نیز محفوظ می‌ماند. از طریق این تاریخ زندگی شیوه‌های كه بدان وسیله، فرآیندهای عملكرد برتری بطور برجسته بیان می‌شوند وجود دارند. تجزیه و تحلیل كانل( 1994) نشان می‌دهد كه : برای اشكال ویژه‌ای از مردانگی، مفاهیم برتری وجود دارد كه از لحاظ فرهنگی معنا یافته و معنای آن، ساختاری از شاخص و تصدی را در جنسیت بصورت كلی ثبات می‌بخشد.
به لحاظ فرهنگی الگوی مردانگی بایستی واجد نمونه‌هایی باشد كه به عنوان قهرمان جشن می‌گیرند . استیو( مردآهنی) به طور مشخص در زندگی خودش، برخی الگوهای مردانگی برتر را به نمایش می‌گذارد كه تبعیت از زمان ، حاشیه‌سازی مردان خوشحال و ارتباط مردانگی با خشونت در هنگام رقابت از آن جمله‌اند.
هم چنین او به عنوان قهرمان، بیشتر زمان حیات خود را در مدرسه و در هنگام ورزش بزرگسالان جشن گرفته است. هم اكنون وی به عنوان الگوی رسانه‌ای مردانگی است كه توسط تبلیغ كنندگانی كه اسپانسر نامیده می‌شوند، حمایت می‌شود. 
به طور آشكار، « مردآهنی» نیاز دارد شكل آرمان یافته‌ی مردانگی را حیات بخشد كه  اگر چه برخی به آن دست می‌یابند ولی توسط اكثر مردان غیر قابل دستیابی است. تحقیق كانل در باب تعدد تجارب مردان، فشار قابل توجهی را برمردا ن بطور منحصر به فرد نشان داده است كه مردانگی تسلط  یافته خود را به ویژه در ورزش و مكانیسم‌های قدرتمند تحریم كننده مورد تایید قرار می‌دهد.
تنش‌ها و تناقص‌ها در مردان زمانی كه در خارج از هنجار زمانی ( مثلا به هنگام ورود به رقص باله) و آن هنگام كه به اهداف خیره‌كننده‌ای تبدیل می‌گردند، بروز می‌كند.
مردانگی برتر به لحاظ اجتماعی و فرهنگی بنا نهاده شده و بطور مستدل، شرط طبیعی مردان نیست. شكل آن با زمان مغایرت پیدا می‌كند اما به طور مستمر در برگیرنده‌ی « سختی، مهارت فیزیكی و جنسی ، تهاجم و بی مهری زنانگی است» برای مردانی كه در سطح اجتماعی به قدرت می‌رسند، بویژه همراه با چالش‌های قابل توجه زنان در تمام سطوح جامعه، حفظ و نگهداری مردانگی برتر، ضروری است.
مطالعه و بررسی شاخص قوم شناسی در خصوص فرهنگ فرعی كشتیرانی رقابتی خارج ساحلی در استرالیا، مطالعه مارا در خصوص عملكرد‌های مكرر فرهنگی در حفظ و نگهداری مردانگی‌های برتر در فرهنگ ورزش، به جلو سوق می‌دهد. مطالعه و بررسی مزبور، شیوه‌هایی را آشكار می‌سازد كه برای كشتیرانان مرد، « ترس‌هایی در خصوص روابط نامشروع و نقش مهم ساختار تجربیات ذهنی و جسمی به عنوان یك مشكل اساسی بیان می‌كند.» (بریكنل، 1994)
وابستگی احساسی یا توسعه‌ی روابط نامشروع  برای جذب شاخص ناهمجنس خواه در آن كه زن كلا به عنوان وسیله‌ی جنسی مورد نظر قرار گرفته و مردانگی‌ها فاقد برتری هستند، كنار گذاشته می‌شوند.
دكتر بهرام قدیمی -استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد پزشكی