صفحهٔ اصلي
گفتار
اعتیاد یك اختلال مغزی است؛ نه یك رفتار نادرست.
انجمن پزشكی اعتیاد آمریكا تعریف جدیدی از اعتیاد ارائه كرده است.



انجمن پزشكی اعتیاد آمریكا تعریف جدیدی از اعتیاد ارائه كرده است.« معتاد شدن ، ربطی به قدرت اراده ندارد؛ اعتیاد یك بیماری مزمن مغزی است.»
به گزارش آسو شیتدپرس ، این گروه پزشكی معتقدند این تعریف چه در باره‌ی مواد روانگردان غیر مجاز و الكل و چه در باره‌ی موارد احساس اجبار به قمار بازی یا پرخوری صادق است.
به گفته‌ی آنها ، درمان اعتیاد و پیشگیری از عود آن مانند سایر بیماری‌های مزمن مثل بیماری‌های قلبی و دیابت به تلاشی دراز مدت نیاز دارد. اعتیاد با علایم رفتاری آن مانند نشئگی؛ نیاز شدید و جستجوی بی‌وقفه برای پیداكردن ماده‌ی مخدر و كارهایی كه فرد برای به دست آوردن این ماده انجام می‌دهد یا از انجام آنها اجتناب می‌كند، شناخته می‌شود واین تعریف جدید با این راهنمای استاندارد تشخیص بر اساس این علایم رفتاری، تطابق ندارد.
دو دهه تحقیقات در حوزه‌ی علوم اعصاب نشان داده است كه چگونه اعتیاد بخش‌های متفاوت مغز را تحت كنترل می‌گیرد و توضیح می‌دهد كه چه عاملی این رفتارها را برمی‌انگیزد و چرا غلبه‌كردن براعتیاد این همه سخت است. دكتر نوراوولكوف، رئیس موسسه‌ی ملی سوءمصرف مواد آمریكا می‌گوید: مشكل‌های رفتاری، نتیجه‌ی اختلال كاركرد مغز است.
وولكوف ادامه می‌دهد: مساله‌ی دیگر، ناكامی ناشی از عودهای اعتیاد پس از دوره‌ی ترك است ولی هم پزشكان و هم خانواد‌ه‌ها باید توجه كنند چنین عودهایی در یك بیماری مزمن هم شایع است. به گفته‌ی او آسیب ایجاد شده در مغز تا سال‌ها پس از قطع مصرف ماده‌ی اعتیاد آور به جای می‌ماند. آنچه در جریان اعتیاد در مغز رخ می‌دهد، نتیجه‌ی تعامل پیچیده‌ای میان شبكه‌های عصبی عاطفی، شناختی و رفتاری در آن است. 
ژنتیك نیز نقشی موثر دارد، به این معنا كه برخی افراد در صورتی كه برای مثال در دوره‌ی نوجوانی ماده‌ی مخدری را امتحان كنند یا یك داروی ضد درد قوی پس از جراحت برای آنها تجویز شود، با احتمال بیشتری ممكن است به آنها معتاد شوند. « سن» نیز در اعتیاد موثر است.
به گفته‌ی وولكوف، بخش جلویی یا فرونتال قشر مخ به مهار كردن رفتارهای ناسالم فرد كمك می‌كند. در همین نقطه است كه بخش استدلالی مغز با نواحی مربوط به عواطف ارتباط پیدا می‌كنند. این منطقه از آخرین نقاط مغزی است كه بالغ می‌شود؛ به همین دلیل برای نوجوانان مشكل‌تر است كه در مقابل فشار همسالان برای امتحان مواد مخدر مقاومت كنند.
وولكوف به نقش محیط هم اشاره می‌كند و می‌گوید: اگر فرد به طور زیستی هم مستعد اعتیاد نباشد، ممكن است در یك محیط پر تنش و استرس آور به مصرف الكل یا مواد روانگردان غیر مجاز متمایل شود. علت مصرف این مواد هر چه كه باشد، سیستم پاداش مغز در اثر آزاد شدن یك ماده‌ی شیمیایی در آن به نام  « دوپامین» تغییر می‌كند؛ در نتیجه‌ی اثر دوپامین ، این سیستم به رفتارها و كارهای روتین برای دستیابی به عامل لذت بخش، چه یك پاكت سیگار باشد و چه پرخوری، شرطی می‌شود.
وقتی فرد به طور حقیقی معتاد می‌شود، این سیستم تحریف می‌شود وباوجود عادت كردن مغز به اثر نشئه‌زای ماده‌ی اعتیاد آور و ایجادنشدن لذت به همان اندازه‌ی مصرف قبلی این ماده، همچنان فرد را به سمت مصرف آن ماده می‌راند.
سلامت