صفحهٔ اصلي
گفتار
پزشك خانواده، راه نجات نظام سلامت‌كشورهاست.
طرح پزشك خانواده و نظام ارجاع دربسیاری از كشورهای دنیا در حال اجراست و ...




طرح پزشك خانواده و نظام ارجاع دربسیاری از كشورهای دنیادر حال اجراست و در ایران هم از نیمه‌ی دوم دهه‌ی سوم انقلاب برنامه‌ریزی شده كه اجرا شود.البته هدف طرحی كه امروز درایران در حال اجراست، رسیدن به اهدافی است كه در طرح پزشك خانواده در دنیا تعریف شده است.
در واقع می‌توان گفت طرح پزشك خانواده، راهكار نجات نظام سلامت كشورهاست. قبل از پرداخت به این موضوع لازم است دو اصطلاحی كه درنظام سلامت دنیا وجود دارد را تعریف كنیم. این دو اصطلاح عبارتنداز:برابری در سلامت و عدالت در سلامت.

برابری و عدالت در سلامت
برابری یعنی هر فرد فارغ از جنسیت، نژاد، مذهب و ... به طور یكسان و برابربه خدمات و امكانات سلامتی و بهداشت دسترسی داشته باشد. به عبارت دیگر توزیع خدمات بهداشتی و درمانی دركل كشوریكسان باشد. اما عدالت درسلامت به معنی آن است كه اطمینان داشته باشیم هرفرد مطابق نیاز و استحقاق‌اش از خدمات بهداشتی درمانی بهره‌مند شود.
سلامت عادلانه، یك نشانه‌ از پیشرفت جامعه است.هرچند دستیابی عادلانه‌ی مردم به خدمات بهداشتی و درمانی سلامت جسم آنها را تامین می‌كند، اما سلامت عادلانه فقط متكی برعرضه و دسترسی مناسب به منابع خدمات بهداشتی و درمانی و امكان دستیابی بدون قید و شرط نیازمندان واقعی به خدمات نیست، بلكه شرایط زندگی و كاری سالم و ایمن و فرصت‌های یادگیری، كاری و تفریحی برابر از دیگر مولفه‌های سلامت عادلانه است.
درایران به واسطه‌ی روندی كه از سال 57 و پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد با تلاش‌ همه‌ی دولت‌ها امروز به نقطه‌ای رسیدیم كه توزیع خدمات بهداشتی و درمانی در كل كشور براساس سطح بندی خدمات به طور نسبتا مناسبی صورت گرفته و آحاد مردم، دسترسی عادلانه‌ای به خدمات بهداشتی و درمانی دارند كه موضوع حاصل تلاش یك وزیر بهداشت خاص نیست، بلكه همه‌ی وزرای بهداشت و تمامی دست‌اندركاران عرصه‌ی سلامت در اقصی نقاط كشور در این موضوع تاثیر گذار بودند.
حتی بهورزانی كه در دورترین نقاط كشور با كمترین امكانات ترددی خدمات بهداشتی و درمانی اولیه رادر روستای اقماری خود در اختیار مردم قراردادند دراین امر نقش داشتند. حدود سال ۸۴، متولیان نظام سلامت كشور براین نكته واقف شدند كه به رغم دسترسی عادلانه‌ی مردم به امكانات بهداشتی و درمانی گاهی امكان دستیابی نیازمندان واقعی یك خدمت به آن خدمت تخصصی خاص فراهم نمی‌شود و بر این اساس حركت خود را جهت استقرار نظام ارجاع واجرای طرح پزشك خانواده آغاز كردند تا با استقرار نظام ارجاع دستیابی عادلانه‌ی مردم به خدمات فراهم شود. 
قطعا این موضوع زمانی محقق خواهد شد كه از كلیه‌ی پزشكان عمومی كشور اعم از شاغلان در مراكز دولتی و بخش خصوصی در سطح اول ارائه‌ی خدمت، استفاده شود.
براساس قانون، برخی از گروه‌های پزشكی از جمله پزشكان عمومی پس از اتمام تحصیلات باید مدتی را به عنوان طرح لایحه‌ی نیروی انسانی در مناطق مورد نیاز وزارت بهداشت ارائه‌ی خدمت كنند. اصل این موضوع مورد پذیرش است چرا كه افرادی كه با بهره‌گیری از ظرفیت دولتی و امكاناتی كه هزینه‌های آن از بودجه‌ی دولت و بیت المال تامین شده، تحصیل می‌كنند پس از اتمام تحصیلات نه تنها مدت محدودی را به عنوان طرح تعیین شده در خدمت آحاد مردم خواهند بود بلكه تا پایان عمر خود به این خدمت ادامه خواهندداد و ارائه‌ی خدمت را متوقف نخواهند كرد.
ولی حداقل انتظار این همكاران آن است كه وزارت بهداشت به عنوان متولی نظام سلامت كشور ضمن تعیین حداقل امكانات رفاهی و اجتماعی در مناطق مورد خدمت، امنیت‌های آنها را نیز اعم از شغلی و ...تامین كند تا با فراغ خیال به ارائه‌ی خدمت بپردازند. براساس قانون اساسی كشور و حقوقی كه براساس آن برای هر شهروند در نظر گرفته شده، آحاد جامعه‌ی پزشكی نیز باید دغدغه‌های دیگری نیز جز ارائه‌ی خدمات بهداشتی و درمانی نداشته باشند.
در برنامه‌ی پزشك خانواده كه امروز در حال اجراست، پزشكان به دلایل مختلف در برخی از نقاط كشور ماندگاری در طرح ندارند و در صورت فراهم شدن فرصت شغلی مناسب‌ترارتباط خود را با این برنامه قطع می‌كنند. در خصوص پزشكان طرحی نقاط مختلف كشور این موضوع به چشم می‌خورد؛به طوری كه كمتر پزشكی پس از اتمام طرح و تعهدات خود در همان منطقه به فعالیت خود ادامه می‌دهد.
جادارد متولیان نظام سلامت با دقت بیشتر دراین موضوع شرایط را به گونه‌ای مهیا كنند تا ماندگاری همكاران در اقصی نقاط كشور بیشتر شود و خدمات مناسب به مردم ارائه شود. طرح پزشك خانواده، یكی از سیاست‌های كلان سازمان نظام پزشكی است و ما با این طرح موافق هستیم و باید با بررسی علمی و كارشناسانه‌ نقاط ضعف طرح شناسایی شود و به عنوان یك فرصت بهبود، معایب را رفع و این برنامه را به اهداف طرح پزشك خانواده و نظام ارجاع نزدیك‌تر كنیم تا با بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش خصوصی نظام ارجاع به طور صحیح و اصولی در كشور پیاده شود.
تیم سلامت به عنوان مشتریان داخلی و آحاد جامعه به عنوان مشتریان خارجی از حداكثر رضایت‌مندی برخوردار شوند ودستیابی عادلانه‌ی آحاد مردم به خدمات بهداشتی و درمانی فراهم شود. یكی دیگر از دلایلی كه با توجه به آن به بهره‌گیری از كلیه‌ی ظرفیت‌های بخش خصوصی تاكید می‌شود آن است كه براساس اصول اخلاق پزشكی نباید حق انتخاب پزشك را از بیمار سلب كرد.
این موضوع وقتی محقق خواهد شد كه كارت سلامت الكترونیكی برای كلیه‌ی مردم ایران صادر شود و هرشخص برای دریافت خدمات سطح اول به هر پزشك عمومی كه مورد نظرش بود، مراجعه كند. همچنین پزشك با دسترسی به پیشینه‌ی سلامت شخص،ارائه‌ی خدمات درمانی را آغاز و در صورت نیاز از طریق نظام ارجاع، بیمار را به سطح دوم خدمات بهداشتی و درمانی یعنی خدمات تخصصی ارجاع كند و در سطح دوم نیز بیمار، پزشك متخصص مورد نظرش را در گروه تخصصی ارجاع شده انتخاب كند.
دكتر داریـوش طاهـرخانی
عضو شـورای عالی نظام پزشكی